موسى(ع) در مسير دعوت خود، كه بنىاسرائيل را به پرستش خداى يگانه دعوت كرد، دشوارىهاى زيادى را متحمل شد و معجزاتى كه خداوند براى تأييد رسالتش به او عنايت كرده بود، كافى بود تا ريشههاى بتپرستى را از ميان آنها بركند، ولى با اين همه در اثر اُنسى كه با بتپرستى در طول دوران زندگى خود با مصرىها داشتند، هنوز علاقه بتپرستى از دلشان بيرون نرفته بود.
يكى از مظاهر بتپرستى آنها اين بود وقتى كه از دريا گذشتند و گذارشان به مردمى بتپرست افتاد، از موسى درخواست كردند براى آنان بتى تهيه كند تا مانند اين بتپرستان آن را بپرستند، ولى موسى آنها را بر جهل و نادانىشان نكوهش كرد و به آنان تأكيد كرد و گفت: اينان كه بت مىپرستند داراى آيينى پوچ و باطل بوده و اعمالشان سراسر خُسران و تباهى است و به همين دليل سرنوشتى جز هلاكت ندارند. سپس از آنها اظهار شگفتى كرد كه چگونه معبودى را غير از خدا درخواست مىكنند، در صورتى كه خداوند آنان را به لطف و كرم خويش مختص گردانده و با وحى و حمايت و پشتيبانى خود، آنها را بر ساير امتهاى دوران خودشان برترى و فضيلت بخشيده است!
وَجاوَزْنا بِبَنِى إِسْرائِيلَ البَحْرَ فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُون عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يامُوسى اجْعَلْ لَنا إلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ* إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَباطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ * قالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إلهاً وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلى العالَمِينَ؛
بنى اسرائيل را از دريا عبور داديم، و آنها چون به مردمى بتپرست برخوردند به موسى گفتند: شما هم براى ما معبودى مانند معبود اينان قرار ده. موسى بدانان گفت: شما انسانهايى جاهل و نادان هستيد. اين مردمى كه مىبينيد خدايانشان فانى و آيين آنها باطل است. موسى گفت: آيا معبودى غير از خدا را برايتان بجويم، در حالى كه او شما را بر جهانيان برترى داد.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 23:45  توسط ایمان مقرب
|
منظور از جنايت چيست؟ منظور از جنايت در اين بحث هر عملي است كه به هر كدام از منافع پنجگانه.
دين ، جان ، خرد ، ايل وتبار ، مال آسيب برساند .
آئينهاي آسماني از اين منافع و مصالح ضروري صيانت كرده اند و احكامي نيز جهت صيانت از ماهيت وجودي آنها در قبال مفاسد وضع گرديده است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 23:13  توسط ایمان مقرب
|
«بگذار ملت آمريكا براي يك بار بفهمند كه اين نه يك انحطاط طبيعي، بلكه توطئه حساب شده و ويرانگري است كه ما را احاطه كرده است…»
اين جملهاي است كه «هنري فورد» آمريكايي قريب هشتاد سال پيش در روزنامه مشهور «ديربورن اينديپندنت ـ Dear Born Indipendent» نوشت و آمريكاييان را از سقوط در منجلاب فساد مادي و انحطاط اخلاقي بر حذر داشت. او در سلسله مقالات معروف خود از جريان سازماندهي شده و نظاممندي سخن گفت كه تدريجاً با ترويج ليبراليسم اخلاقي و تساهل اعتقادي، جامعه آن روز آمريكا را به سمت فساد و تباهي سوق ميداد. در حقيقت هدف او آن بود كه ملت آمريكا را از خطر شكلگيري امپراطوري فرهنگي و اقتصادي يهود در اين كشور آگاه سازد و بر اين باور بود كه يهود بينالملل به حكومت بر آمريكا اكتفا نكرده و در صدد برپايي حكومت جهاني است. «هنري فورد» با تيزبيني خاص خود دريافته بود كه مسأله يهود در آمريكا به قلمرو سياست و اقتصاد محدود نميشود و ساحت فرهنگ و هنر و رسانههاي جمعي را نيز در بر ميگيرد. فورد، سينماي آمريكا را ماهيتاً يهودي ميدانست و آن را مهمترين و مؤثرترين ابزار تبليغي يهوديان بر ميشمرد. او بر اين باور بود كه يهوديان از طريق سينما سعي در تخريب و انهدام ارزشهاي اخلاقي و مباني اعتقادي جامعه آن روز آمريكا دارند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 1:7  توسط ایمان مقرب
|
اخلاق یهودی
آنچه در پى مىآيد، ترجمه مقالهاى است از كتاب A Companion To Ethicكه در يكى از فصلهاى كتاب، زير عنوان سنتهاى بزرگ اخلاقى درج شده است. نويسندگان اين فصل به بررسى نظامهاى زنده اخلاقى (هندو، بودايى، چينى، يهودى، مسيحى و اسلام) پرداختهاند كه هر يك راهنماى بخش عظيمى از مردم جهان است. در اين مقالات به پرسشهايى در باره ظهور سنتهاى اخلاقى و مميزات آنها، خاستگاه اخلاق، چگونگى شناخت عمل درست و معيار غايى و نهايى آن و لزوم انجام كارهاى شايسته پاسخ داده شده است. بررسى مشتركات هر يك از نظامهاى اخلاقى با اخلاق معاصر غرب نيز مورد توجه قرار گرفته است.
طرح موضوع ?اخلاق يهودى? مسائل و مشكلات چندى را به دنبال مىآورد. برخى از اين مسائل جزء جدايىناپذير و لازمه ذاتى هر نوع مكتب اخلاقى است (خواه اخلاق مسيحى باشد، يا اخلاق ماركسيستى، يا هر نوع اخلاق ديگر). و برخى ديگر منحصر به اخلاق يهودى است. از اين مسائل كه بگذريم، مجموعه مفصل و پرارزشى از آثار نوشتارى وجود دارد كه به گفته همه صاحبنظران، اخلاق يهودى ناميده مىشود. رابطه دين و اخلاق و معضلات اخلاق دينى در مقاله مستقل ديگرى (چگونه اخلاق مىتواند مبتنى بر دين باشد؟) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.(2) بنابراين، مسائل عمومى مربوط به اخلاق يهودى، به عنوان مصداقى از يك اخلاق دينى، در اين مقاله مورد بحث و بررسى قرار نخواهد گرفت، اما به هر حال، پارهاى از مسائلى كه منحصرا در اخلاق يهودى مطرح شده است، باقى مىماند كه مقاله حاضر به بررسى آنها مىپردازد. اين مقاله داراى دو بخش است؛ در بخش اول سعى شده است كه برخى از مسائل پيشآمده در حوزه انديشه اخلاق يهودى تشريح گردد و در بخش دوم، مجموعه نوشتههايى كه به طور معمول با اين عنوان از آنها ياد مىشود، معرفى مىشوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 0:48  توسط ایمان مقرب
|
اشاره
دين يهود، كه قديمترين دين از مجموعه اديان ابراهيمى است، بر مبناى شريعتبنا شده است. در ميان اديان زنده جهان فقط اسلام را مىتوان از اين جهتبا يهوديت مقايسه كرد. در حدود سده سيزدهم پيش از ميلاد، بنىاسرائيل از سرزمين مصر خارج شدند و عزم سرزمين كنعان كردند. سه ماه پس از خروج از مصر، موسى به فرمان خدا بر كوه سينا دو لوح دريافت كرد كه ده فرمان بر آنها نقش بسته بود. اين ده فرمان آغاز و مبناى شريعت موسوى است و تمام احكام شريعتيهود در همين فرمانها ريشه دارند.
احكام كيفرى شريعتيهود نيز در اين فرمانها برجسته است: كفرگويى، حرمتشكنى روز شنبه، قتل، زنا و سرقت جرايمىاند كه در ده فرمان از آنها نهى شده و در ساير بخشهاى شريعتبراى آنها مجازات معين شده است.
در اين نوشته به بررسى مجازاتها در حقوق كيفرى يهود پرداخته شده است.
مقدمه
در آغاز بايسته است كه نكتهاى را درباره منابع حقوق كيفرى يهود يادآورى كنم. در اين نوشته، مجازاتهاى يهودى معمولا در قالب سه دوره زمانى بررسى شدهاند كه هريك بر محور منابعى است:
الف) دوره كتاب مقدس: در اين دوره، كه تقريبا بين قرن سيزدهم تا چهارم پيش از ميلاد را دربرمىگيرد، كتاب مقدس عبرانى شكل گرفته است. محور اصلى بحثشريعت در كتاب مقدس، اسفار خمسه يا تورات است كه به اعتقاد يهوديان از طرف خدا بر موسى نازل شده است.
در اين نوشته هرگاه از كتاب مقدس سخن به ميان مىآيد، منظور كتاب مقدس عبرانى است كه آن را يهوديان «عهد» و مسيحيان «عهد قديم» مىنامند.
ب) دوره تلمودى: در سال هفتاد ميلادى، پس از ويرانى معبد اورشليم به دست روميان، دانشمندان يهودى كه در اطراف و اكناف پراكنده شده بودند، دستبه تدوين «شريعتشفاهى» زدند و كتابى به نام ميشنا تاليف كردند. شارحان بعدى يهودى به تفسير ميشنا پرداختند و مجموعه عظيمى را به وجود آوردند كه تلمود ناميده شد. تدوين تلمود در اواخر قرن پنجم ميلادى به پايان رسيد. در اين نوشته، اين دوره را دوره تلمود ناميدهايم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 14:55  توسط ایمان مقرب
|
در نظامهاى حقوقى غيردينى ?جرم? و ?گناه? دو مقوله جدا از هماند و بين اين دو هيچ ربط و نسبت مستقيمى وجود ندارد. ?جرم? در رابطه فرد با افراد ديگر و جامعه معنا مىيابد؛ در اينجا جرم رفتارى (به صورت فعل يا ترك فعل) مخالف نظم جامعه است كه قانونگذار ارتكاب آن را منع مىكند و براى آن ضمانت اجرا (به صورت مجازات يا اقدامات تأمينى) در نظر مىگيرد.
در نظامهاى حقوقى دينى، كه بارزترين مصداق آن را مىتوان در دو دين شريعتمدارِ اسلام و يهوديت سراغ گرفت، تفكيك مفهوم جرم و گناه دشوار است؛ چرا كه خاستگاه اين هر دو يكى است و قانونگذار الاهى است كه هر دو را ممنوع مىكند. در اين نظامها، ماهيت تمام احكام يكى است و بين جرم (تجاوز نامشروع به حقوق ديگران و جامعه) و گناه (تعدى نسبت به شريعت خدا) جز در حوزه ضمانت اجرا، تمايزى نيست. بااينهمه، به نظر مىرسد در حقوق يهود درك و تشخيص اين تمايز دشوارتر از ساير نظامهاى دينى باشد؛ چرا كه ارتكاب هر يك از محرمات مجازاتى را در پى دارد؛ با اين تفاوت كه برخى از اين مجازاتها را دادگاه آسمانى صادر مىكند (گرچه حكمِ آن در همين زندگى دنيوى به صورت مرگ ناگهانى و غيره اجرا مىشود).
دانشمندان يهودى شريعت موسى را مشتمل بر 613 حكم دانستهاند كه از اين تعداد 248 حكم درباره واجبات است و 365 حكم مربوط به محرمات. محرمات خود بر دو دستهاند:
1. برخى از محرمات داراى مجازات دنيوى نيستند؛ براى اين محرمات كفاره يا قربانى يا مجازات الاهى در نظر گرفته مىشود.
2. برخى از محرمات مجازات دنيوى دارند؛ يعنى دادگاه با شرايط اثبات و آيين دادرسى خاص خود براى اين جرايم مجازات خاصِ مقرر در شرع را اعمال مىكند.
آنچه به موضوع گفتار ما مربوط مىشود همين بخش اخير است.
براساس تلمود، هيچ عملى جرم و در نتيجه قابل مجازات نيست مگر آنكه در تورات هم ارتكاب آن منع، و هم براى آن مجازات تعيين شده باشد. ازاينرو، براى مثال، براى اجراى حكم مجازات درباره قاتل بايد دو حكم در شريعت موجود باشد؛ يكى ?قتل نكن? (خروج، 20:13)، و ديگرى ?قاتل بايد كشته شود? (اعداد، 35:16ـ21). به گفته تلمود، اگر منع از عمل موجود نباشد، حتى اگر به صراحت مجازات نيز تعيين شده باشد، عمل جرم به معناىِ خاصِ آن نيست و مجازات ذكر شده به مجازات آسمانى تعبير مىشود.(1)
براساس تقسيمبندى جرايم در مكاتب جديد حقوقى، جرايم را مىتوان در آيين يهود به اين صورت تقسيم كرد:
الف) جرايم برضد اشخاص؛ اين دسته از جرايم مستقيما به خود شخص بزهديده آسيب مىزنند. اين جرايم خود به دو دسته تقسيم مىشوند:
1. جرايم برضد تماميت جسمانى اشخاص؛ مهمترين اين جرايم عبارتاند از: قتل، ضرب و جرح، سقط جنين.
2. جرايم بر ضد حيثيت معنوى اشخاص؛ در اين دسته مىتوان به جرمهايى چون آدمربايى، افترا، قذف، و جرايم منافى عفت اشاره كرد.
ب) جرايم بر ضد اموال؛ جرايمى چون سرقت و راهزنى، خيانت در امانت، اضرار به مال غير و غبن در اين گروه جاى دارند.
ج) جرايم بر ضد امنيت جامعه و جرايم دينى خاص؛ در اين گروه جرايمى جاى مىگيرند كه جنبه عمومى آنها غلبه دارد، مانند ارتشا، شهادت دروغ، بتپرستى و مانند اينها. اكنون براساس اين تقسيمبندى به جرايم در حقوق كيفرى يهود مىپردازيم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 14:50  توسط ایمان مقرب
|